الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

92

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

اشياء درك مىشود . اين عنايت و قصد از ارتباط موجودات با يكديگر ، و از اوضاع و احوال و تناسب آنها با هم ، و از مطابقت و موافقتى كه با هم دارند آشكار مىشود . يك درخت علاوه بر ارتباطى كه اجزايش با هم دارند ، با موجودات خارج ، نور آفتاب ، هوا ، آب ، خاك ، دريا و با چيزهاى ديگر نيز مناسبت و ارتباط دارد . همچنين است حيوان ، انسان ، كوه ، دريا ، ابر ، برف ، باران و باد ؛ مانند كارخانهء بزرگى كه دستگاههاى متعدّد در آن تعبيه شده است و آنچه براى تحويل جنس كارخانه لازم مىباشد همه را خود مىسازد . مثلًا يك دستگاه پنبه پاك مىكند ، يك دستگاه نخ مىريسد ، يك دستگاه نخ را مىپيچد ، يك دستگاه رنگرزى مىكند و دستگاه ديگرى مىبافد . اين دستگاهها همه به هم مربوطند و يكى بدون ديگرى يا نمىتواند كار كند يا كارش ناقص و بىثمر مىشود . اين وضع ، دليل بر قصد و عنايت و در نظر بودن فايده و نتيجه است . اعضاى انسان مثل دست و پا و گوش و چشم و بينى و زبان و قلب و كليه و ريه و مغز و روده و معده و ساير دستگاهها را در نظر بگيريد كه همه با هم مربوط و همكارند و در كنار هم انسان را با خودش ، با انسانهاى ديگر ، با عالم خارج ، با زمين و آسمان ، با نباتات ، با انواع خوراكيها و نوشابه‌ها ، با بوييدنيها ، و با سنگ و خاك و معدن ارتباط مىدهند . آيا غير از اين است كه از اين همه تناسب و همكارى ، قصد و عنايت فهميده مىشود ؟ تمام عالم نيز مثل انسان است . اجزاءِ عالم همه با هم ارتباط دارند و آنچه كشف شده و بشر به آن رسيده ، حكايت از اين ارتباط و تناسب مىكند . تمام عالم مثل انسان و جسم واحد با يك نبض و يك قلب و يك حيات در حركت است و شرايط و اجزاء و تعاون آنها در نفوس بىغلّ و غش معرفت به وجود خالق مدبّر حكيم را محكم و